Saturday, November 3, 2012

خدایا خدايا

خدایا خدايا

خدایا توان زیستن ندارم رهایم کن خدایا نخواهم که دگر درد عشق کشم رهایم کن خدایا از چه سان آفریدی مرا حال رهایم کن خدایا نخواهم عمر بیش از این رهایم کن خدایا عشق فانی نخواهم دگر پس رهایم کن خدایا در هوای سرد این دنیا می لرزم رهایم کن ...
 
خدایا پناه برم به تو از بدی ها. خدایا همواره بودی بر بالای سر گم گشته ام. خدایا التماس خیر دارم برای همسر و خانواده ام. خدایا بعد از این هم مرا ارشاد کن. خدایا لبه بد و خوب بر من نمایان کن. خدایا سنگ بر مسیر کنجکاوی های آلوده بنه. خدایا صبر ...

please decipher the text and find the key: ذ ل خ د ض ژ ص ه خ ی ه م ج ط د خ د س ی ث ط ض م ض ه د ر ه س ا ط ژ ج م ض ه د ر ه س ا ط ژ ج م ض خ ل ا ص غ ر م خ ض غ د ذ ح ص ج ا س ض غ خ ب خ ل خ خ ع غ ع ی ص م ض د ج ژ م د ه خ ذ ص م و ه خ ح س ه ط م ض ه س خ ج ...

خدایا رهایم کن. خدایا توان زیستن ندارم رهایم کن خدایا نخواهم که دگر درد عشق کشم رهایم کن خدایا از چه سان آفریدی مرا حال رهایم کن خدایا نخواهم عمر ب... منحوس بازمانده. منحوس بازمانده در ملحفه پیچیده، بر روی تخت افتاده دو گوش سنگین، ...

خدایا رهاندی مرا چون بار اولی ها
خدایا پناه برم به تو از بدی ها

خدایا همواره بودی بر بالای سر گم گشته ام
خدایا التماس خیر دارم برای همسر و خانواده ام

خدایا بعد از این هم مرا ارشاد کن
خدایا لبه بد و خوب بر من نمایان کن

خدایا سنگ بر مسیر کنجکاوی های آلوده بنه
خدایا صبر در ره گرفتاری های ناآموخته بده

خدایا آگاه ساز مرا ز نیت پلید بدخواهان
خدایا فرمان ده برهم زنم عادت روزمرگان

خدایا به حکمت آزموده سازم در این دنیا
تا سرانجام شوم در امتحانت من علیا


Saturday, September 22, 2012

Wednesday, July 11, 2012

آزمون دکتر فیل مک‌گرا


آزمون دکتر فیل مک‌گرا

 
این یک آزمون بسیار جالب است. خود دکتر فیل مک‌گرا(روان‌شناس معروفی که مجری یک برنامه فوق‌العاده پرطرفدار تلویزیونی است) در این آزمون نمره 55 گرفته است. او این آزمون را روی اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی، انجام داده که نمره 38 گرفته است.
به 10 سوال ساده زیر پاسخ دهید تا ببینید شما چه نمره‌ای در این آزمون به دست می‌آورید و تفسیر آن چیست.
تذکر مهم: به سوال‌ها براساس آنچه که امروز هستید پاسخ دهید، نه آنچه که در گذشته بوده‌اید.

 
چه موقعی احساس می‌کنید که سرحال‌تر هستید؟
1)
صبح
الف)
 
بعدازظهر و اوایل غروب
  ب)  
دیر وقت شب
پ)
 
 
معمولاً چگونه راه می‌روید؟
2)
خیلی تند، با گام‌های بلند
الف)
 
خیلی تند، با گام‌های کوتاه
  ب)  
ملایم، با نگاه کردن به اطراف
پ)
ملایم، سر به پایین
ت)
خیلی آهسته
ث)
 
 
هنگامی که با فرد دیگری صحبت می‌کنید، دست‌هایتان چه حالتی دارد؟
3)
دست به سینه
الف)
 
قلاب شده به هم
  ب)  
یک یا هر دو دست در جیب یا روی کمر یا روی باسن
پ)
لمس کردن یا فشار اندک وارد کردن به فرد مقابل
ت)
بازی با گوش، لمس چانه یا درست کردن موی سر
ث)
 
 
به هنگام استراحت و آرمش ( relaxing ) چگونه می‌نشینید؟
4)
زانوها خمیده و پاها در کنار هم
الف)
 
پا روی پا انداخته
  ب)  
پاها صاف و کشیده
پ)
یک پا زیر تنه
ت)
 
 
هنگامی که از چیزی واقعاً خوشتان می‌آید واکنشتان چیست؟
5)
خنده بلند
الف)
 
خنده امّا نه با صدای بلند
  ب)  
خنده با دهان بسته
پ)
لبخند
ت)
بدون علامت ظاهری
ث)
 
 
هنگامی که وارد یک میهمانی می‌شوید ...
6)
با صدای بلند اعلام ورود می‌کنید به نحوی که همه متوجه ورود شما گردند
الف)
 
آرام وارد می‌شوید و به دنبال فرد یا افرادی که می‌شناسید می‌گردید
  ب)  
هر چه آرام‌تر وارد می‌شوید و سعی می‌کنید کسی متوجه شما نشود
پ)
 
 
هنگامی که به شدّت در حال کار یا تمرکز بر روی مساله‌ای هستید، اگر کسی رشته افکارتان را قطع کند ...
7)
از فرصت استفاده کرده به استقبال استراحت می‌روید
الف)
 
به شدّت ناراحت می‌شوید
  ب)  
متغیر بین این دو حالت افراطی
پ)
 
 
کدام یک از رنگ‌های زیر را بیشتر دوست دارید؟
8)
قرمز یا پرتقالی
الف)
 
سیاه
  ب)  
زرد یا آبی روشن
پ)
سبز
ت)
آبی تیره یا ارغوانی
ث)
سفید
ج)
قهوه‌ای یا خاکستری
چ)
 
 
هنگامی که شب به رختخواب می‌روید، در آخرین دقایق قبل از به خواب رفتن چگونه می‌خوابید؟
9)
دراز کشیده به پشت
الف)
 
دراز کشیده به سینه
  ب)  
به پهلو و پاها کمی جمع شده
پ)
سر به روی یک دست
ت)
سر زیر روکش
ث)
 
 
شما معمولاً خواب می‌بینید که ...
10)
از جایی پرت می‌شوید
الف)
 
در حال جنگ یا تقلا هستید
  ب)  
به دنبال چیزی یا کسی می‌گردید
پ)
پرواز می‌کنید یا شناورید
ت)
شما معمولاً خواب نمی‌بینید
ث)
خواب‌های شما همیشه خوشایند هستند
ج)
 
 

Tuesday, May 8, 2012

Unlimited Yahoo Mail Service is FAKE!

Yahoo Mail service problem!
The huge capacity is fake! It's not unlimited!
It doesn't show old emails. It just tel you:

There appears to be a problem loading the email "Taxes". Retry


or

Sorry, we're still having problems loading this message. This is likely a temporary issue due to a connection problem or an email with large attachments. Check your connection and try again, or try back again shortly.

If you're still seeing this error, visit Help for troubleshooting instructions or to contact us.

Error code: 44


Saturday, February 18, 2012

الخلیج الفارسی فی خریطه سعودیه قدیمه

الخلیج الفارسی فی خریطه سعودیه قدیمه

Friday, February 10, 2012

MATLAB - realmin Problem or BUG

A new problem/bug found in MATLAB

Real max of MATLAB is:
real max = 2 ^ 1024 - 1
That is the same as realmax of MATLAB!
To calculate you should get the series as 2 ^ 1023 + 2 ^ 1022 + 2 ^ 1021 + 2 ^ 1020 + ...

Real min of MATLAB is:
real min = 2 ^ -1074
BUT realmin of MATLAB = 2 ^ -1022
To prove the real min of MATLAB, you could test so many equation. You'll get that no change in the value!
Because the assigned bits to this floating point system is 53 = ( 1074 - 1022 ) + 1

By:
Diman Zad Tootaghaj
Farshid Farhat

Tuesday, December 20, 2011

كوهی که همیشه می سوزد

كوهی که همیشه میسوزد
 
 در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خیجه و ماماتین بعد از روستای گنبد لران، کوهی آتشین وجود دارد که از گذشتههای دور تا کنون شبانه روز میسوخته است، مردم محلی به این کوه «تشکوه» میگویند.
 
به گفته کارشناسان زمین شناسی دلیل شعله ور شدن آتش کوه گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق زمین به سطح است.
 
1- روشنی آتش این کوه در تاریکی شب جلوه زیبایی به منطقه می دهد به گونه ای که تا به حال توانسته گردشگران زیادی را در ساعات شب به سوی خود بکشاند. مسئله قابل توجه برای گردشگران این است که در مجاورت این آتش کوه به دلیل وجود گاز متصاعد شده در هوا نمی توان آتش دیگری روشن کرد. جالب این است که گردشگران برای رسیدن به این منطقه از مردم استان کمک می گیرند چون هیچ تابلویی برای نشان دادن این جاذبه گردشگری و نفتی خوزستان وجود ندارد.
2- غیر از تشکوه در نزدیکی شهر صنعتی امیدیه و منطقه آغاجاری نیز کوهی وجود دارد که مردم محلی آن را کوه سوخته مینامند. از لابه لای خاک و سنگهای کوه سوخته زبانه های آتش بیرون میآید و دود سیاهی را راهی آسمان میکند. این دود باعث می شود تا فضای اطراف چشمه های آتش این کوه نیز سیاه رنگ به نظر برسد.
کوه سوخته کوچکتر از تشکوه است. رنگ سیاه کوه آن را از سلسله جبال اطرافش مجزا کرده است. در قله کوه در اثر زمین لغزش یا رانش زمین شکاف عمیقی وجود دارد که دهانه اصلی خروج گاز بوده و آتش از درون آن شعله ور است.
3- کوه سوخته امیدیه به دلیل شکل و شمایل ظاهری و آثار و شواهد هیدروکربوری در سطح زمین یک اثر ژئوتوریسمی ارزشمند و گرانبها در حوزه زمین شناسی است که نه تنها برای زمین شناسان بلکه برای همه علاقمندان به طبیعت جذاب و دیدنی به نظر میرسد.
4-تشکوه و کوه سوخته از نظر مباحث زمین شناسی بسیار با اهمیت و مورد مطالعه کارشناسان این حوزه است و اکنون تشکوه که بیشتر در میان مردم شهرت دارد به یکی از جاذبه های عجیب گردشگری استان خوزستان تبدیل شده است.
 
 
کاش مسولان کشور به فکر بیافتند و قسمتهای از این کشور  که اینگونه در دنیا تک هستن معرفی و مردم رو اشنا کنه قابل ذکر هست که یکی از تورهای که در دنیا برای توریست ها میگذارنند اکو توریست میباشد که مناطق بکر و دست نخوره و یا حتی معادن متروک کشورها را به توریست ها نشان میدهند.



Farshid Farhat Academic Website
Farshid Farhat Assistantship Website
Farshid Farhat GooglePage
Farshid Farhat GoogleSite
Farshid Farhat Picasaweb
Dawn of Darkness
coolteenbuddy
farshead
Farsheed Farhat
frashpix
sbisc4sharif
BLOGSPOTTER
FBLOGGER
mp3 music playlist
Bahram Radan
Sanjesh سنجش
Sazman Sanjesh سازمان سنجش
300 THE MOVIE (Three Hundred)
Mohammad Reza Golzar
HEART
frash labels
frash83
frash next generation
Forgotten Dream
frash yahoo! 360
Apple iPhone .ir
Persian Girl
frash
Persian Boy
Farshid 2002
Farshid 2007
Farshid 2010
Farshid 2001
DREAM
Farshid 2006
Farshid 2011
Farshid 2000
فرشید
Farshid 2009
Farshid 2004
Farshid 2008
Farshidus
فرحت
FARHAT
سایت گوگل فرشيد فرحت
sbisc4sut
فراامنیت
کودکان خیال
Student Branch of Iranian Society of Cryptology
شاخه دانشجويی انجمن رمز ایران در دانشگاه صنعتی شریف





Wednesday, December 14, 2011

میراث جاویدان «هنریتا لکس»/ سلول ها ی فنا ناپذیر زنی دو رگه در خدمت علم پزشکی

میراث جاویدان «هنریتا لکس»

نوشته شده توسط علیرضا مجیدی در تاریخ ۳آبان ۱۳۹۰

میراث به جا مانده از هر انسان، به فراخور جایگاه اجتماعی، شخصیتی، علمی
و میزان ثروتش در طی حیات متفاوت است، از بعضی از افراد تنها خاطره‌ای در
ذهن خانواده‌هایشان باقی می‌ماند، اما بعضی‌های دیگر حتی پس از مرگ هم
میراثی از خود به جای می‌گذارند که بر زندگی انسان‌های دیگر تأثیر
می‌گذارد و روند تکامل یک جامعه را تغییر می‌دهد.
در این میان، البته کسانی هم پیدا می‌شوند که ناخواسته نام و خاطره‌شان
جاودان باقی می‌ماند!

هنریتا لکسHenrietta Lacks یکی از این افراد بود. او در آگوست سال ۱۹۲۰در
یکی از شهرهای ایالت ویرجینیا به دنیا آمد. خانواده آنها بسیار پرجمعیت
بود، مادر هنریتا در هنگام دهمین زایمانش، درگذشت. پدر او که حس می‌کرد
از عهده سرپرستی این همه فرزند برنمی‌آید، هر کدام از آنها را به
خویشاوندی سپرد، وظیفه بزرگ کردن هنریتا هم به پدربزرگش سپرده شد.
در سال ۱۹۴۱، هنریتا با پسرعمویش ازدواج کرد، تا این زمان آنها در مزارع
تنباکو کار می‌کردند، اما در این زمان برای کار به یک کارخانه نورد فلز
رفتند، سپس آنها صاحب یک خانه و پنج فرزند شدند.



در ژانویه سال ۱۹۵۱، هنریتا که احساس توده‌ای در شکم می‌کرد و خونریزی
غیرطبیعی بدون ارتباط با سیکل قاعدگی داشت، به بیمارستان رفت. از او
آزمایش سیفیلیس به عمل آمد که منفی بود، برای آزمایشات بیشتر او را به
بیمارستان جانز هاپکینز فرستادند. این بیمارستان، تنها انتخاب او بود،
چون تنها بیمارستان در دسترسی بود که بیماران سیاه‌پوست را می‌پذیرفت.

آزمایشات پاتولوژی نشان دادند که او سرطان دهانه رحم دارد، او را چند
روزی با گذاشتن میله‌های رادیوم در داخل واژن درمان کردند و سپس با توصیه
برای بازگشت مجدد برای پیگیری درمان، مرخص کردند.
در طی درمان با این شیوه، قسمت کوچکی از بافت دهانه رحم هنریتا که حاوی
سلول‌های سالم و همچنین سرطانی بود، البته بدون اجازه او، برداشته شد.
این سلول‌ها به دکتر «جورج اوتو گی» George Otto Gey داده شد.

هنریتا برای ادامه درمان با اشعه ایکس مجددا به بیمارستان بازگشت، اما در
این زمان حال او بد شده بود، پزشکان که تصور می‌کردند بیماری زمینه‌ای
مقاربتی او وضعش را بدتر کرده، او را مورد درمان آنتی‌بیوتیکی قرار
دادند.

در هشتم ماه اگوست، هنریتا در بیمارستان بستری شد و تا زمان مرگش در
بیمارستان باقی ماند، او در چهارم اکتبر سال ۱۹۵۱، در ۳۱سالگی، به خاطر
نارسایی کلیوی ناشی از بیماری درگذشت، کالبدشکافی بعد از مرگ نشان داد که
سلول‌های سرطانی به همه بدن او دست‌اندازی (متاستاز) کرده بودند.

پیکر هنریتا را بدون سنگ قبر در یک مراسم خانوادگی به خاک سپردند.

اما میراث این زن «عادی» چه بود؟!

سلول‌هایش!

سلول‌هایی که به دکتر جورج گی داده شدند، خصوصیتی شگفت‌انگیز داشتند،
آنها زنده می‌ماندند و به رشد خود ادامه می‌دادند. تا پیش از آن،
سلول‌هایی که از بدن افراد برداشته می‌شدند، تنها چند روز زنده باقی
می‌ماندند و همین مسئله باعث زحمت دانشمندان می‌شد و آنها نمی‌توانستند
آزمایشات دلخواه را روی سلول‌ها انجام بدهد.
اما دکتر گی متوجه متفاوت بودن بعضی از سلول‌های هنریتا از لحاظ توان بقا
و تکثیر شد، آنها را جدا کرد و نام سلول‌های هلا HeLa را بر آنها نهاد.
این نام از ترکیب دو حرف اول نام کوچک و خانوادگی Henrietta Lacks ایجاد
شد.

این سلول‌های «جاودانی بودند، یعنی بر خلاف دیگر سلول‌های انسانی که بعد
از چند چرخه تکثیر، می‌مردند، زنده می‌ماندند و تقسیم می‌شدند.


سلول‌های هلا در زیر میکروسکوپ الکترونی


همین سلول‌های فناناپذیر، سوژه آزمایشات مهم و تأثیرگذاری در پژوهش‌های
پزشکی و زیست‌شناسی شدند.

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌هایی که بدون یاری جستن از سلول‌های هلا غیرممکن
بود، پژوهش‌های مربوط به ساخت واکسن بیماری فلج اطفال یا پولیو بود. در
آن سال‌ها ده هزار نفر روی این بیماری کار می‌کردند، با استفاده از همین
سلول‌های هلا بود که در سال ۱۹۵۴، جونانس سالک Jonas Salk موفق شد، واکسن
بیماری فلج اطفال را بسازد.

به زودی تقاضا برای سلول‌های هلا بالا رفت و سلول‌های هلا به تولید انبوه
رسیدند، از این زمان به بعد، سلول‌های فناناپذیر هنریتا به محققان سراسر
دنیا، پست می‌شدند و در پژوهش‌های سرطان ایدز، مطالعات مربوط به اثر
پرتوها و مواد سمی و نقشه‌برداری ژنتیکی مورد استفاده قرار می‌گرفتند،
آنها حتی برای آزمایش حساسیت به چسب و مواد آرایشی هم مورد استفاده قرار
گرفتند.

تخمین زده می‌شود که تا به حال، بیست تُن سلول هلا تولید شده باشد و بیش
از شصت هزار مقاله علمی با استفاده از همین سلول‌ها نوشته باشد، هنوز هم
هر ماه ۳۰۰مقاله بر این تعداد اضافه می‌شود.

اما چرا سلول‌های خانم هنریتا، چنین ویژگی منحصر به فردی داشتند،
پژوهشگران حدس می‌زنند که عملکرد تلومراز (Telomerase) در این سلول‌ها
قدری با سلول‌های طبیعی تفاوت داشته باشد.

در دهه هفتاد شماری از دانشمندان با خانواده هنریتا تماس گرفتند و از
آنها خواستند که نمونه خون بدهند، تنها در این زمان بود که خانواده این
زن متوجه شدند که سلول‌های هنریتا قبل از مرگش برداشته شده و چنین
کاربردهایی پیدا کرده است. اما هیچ عضو دیگر خانواده هنریتا، سلول‌هایی
با خصوصیت او را نداشت. استفاده تجاری از سلول‌های هنریتا باعث شد که کار
به دادگاه هم کشیده شود، اما قاضی فدرال حکم داد که چنین کاربردی
بی‌اشکال است.
در سال ۱۹۶۶، دانشکده پزشکی Morehouse آتلانتا و شهردار این شهر از خدمات
پس از مرگ خانواده لکس تقدیر کرد، متعاقب آن از خدمات پژوهشگران درگیر در
این پروژه مانند دکتر گی که متوجه ویژگی‌ فناناپذیری سلول‌ها هلا شد، هم
تقدیر شد. در سال ۲۰۱۱دانشگاه ایالت مورگان به هنریتا دکتری افتخاری پس
از مرگ اعطا کرد و در همین سال، قرار شد که نام یک دبیرستان که قرار است
در سال ۲۰۱۳افتتاح شود، به نام او باشد.

در سال ۱۹۹۸، بی‌بی‌سی مستند یک ساعته‌ای را در مورد این واقعه ساخت که
در جشنواره بین‌المللی سانفرانسیسکو، به عنوان بهترین مستند علمی جایزه
گرفت.

در سال ۲۰۱۰، کتابی با نام «حیات جاویدان هنریتا لکس» به قلم «ربکا
اسکلوت» نوشته شد که درباره خانواده هنریتا و تأثیرگذاری سلول‌های هلا
بود.




در می ۲۰۱۰اعلام شد که شبکه تلویزیونی HBO، قصد دارد با همکاریاپرا
وینفری و الن بال، فیلمی در مورد این ماجرا بسازد. در هفدهم همین ماه،
یکی از قسمت‌های سریال مشهور Law & Order، پخش شد که خط کلی داستان آن
الهام‌گرفته از ماجرای هنریتا بود.
هنریتا لکس با اصلیت آمریکایی – آفریقایی، زن ، همسر و مادری بود که
میراث جاودانی از خود به جا گذاشت که روی زندگی همه بشریت اثر گذاشت.
شاید ما هم قسمتی از سلامتی خود را مدیون هنریتا باشیم.

Sunday, December 11, 2011

زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.
 
اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
***
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ،ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
 در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:
"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه…"
به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک
میکنه و قول بدیم که
نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه
این داستان رو برای هر کس که دوست دارید بفرستید… نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه